کد خبر : 1870
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۳

به بهانه جشنواره ملی کوچ در یاسوج

ارزش‌های کوچ

ارزش‌های کوچ

نام کوچ که می آید صدای درا و زنگوله بزغاله ها و گله های بزرگ در گوشمان می پیچد. بوی نان تیری و چویل و آویشن تصویر ذهنیمان را معطر می کند. هوا خنک می‌شود و انسان دوباره به اصل خویش باز می‌گردد. نام کوچ که می آید چشمه ها می جوشند و باران های

نام کوچ که می آید صدای درا و زنگوله بزغاله ها و گله های بزرگ در گوشمان می پیچد. بوی نان تیری و چویل و آویشن تصویر ذهنیمان را معطر می کند. هوا خنک می‌شود و انسان دوباره به اصل خویش باز می‌گردد.

نام کوچ که می آید چشمه ها می جوشند و باران های بهاری نقش و نگاری هزار رنگ به طبیعت هدیه می کنند.پسرها در تپه ماهورها بالا و پایین می روند تا کشف کنند که زمین چه سوغاتی برایشان داشته و کجا چشمه ای جوشیده و گلی شکفته است و دختران از نوبرانه های سال گردن آویز می سازند تا فراموشش نکنند.

زنان ایلات و عشایر در تکاپو برای سرو سامان دادن به زندگی هستند و مردان هم گله های بز و میش را به کوه می برند تا از الطاف خداوند بر روی زمین بهره ببرند. دل کندن از قشلاق سخت است و ییلاق هم وسوسه انگیزتر از همیشه، عشایر را به خود می خواند. کوچ در ذهن ما با رنج ها و ایلراه ها پیوند خورده است.

کوچ، طی طریق است

در پرسه های ذهنی در دنیای لذت بخش نوستالوژیهای کوچ، اما به جایی می رسیم که زمین با سرعت بیشتری به دور خود می چرخد و ما را از خواب ذهنییمان بیدار می کند و باور می کنیم اگر دیر بجنبیم فرزندانمان نه از خود کوچ که حتی از این تصویر بدیع و دل انگیزی که در ذهن ماست، محروم می شوند.

اما کوچ همیشه قصه لذت بردن از بخشش و دست و دلبازی زمین نیست.کوچ گاهی داستان سرخوردگی و گریز انسان از طبیعت، اقتصاد و یا زندگی سخت و زمختی است که مبتلای آن است.

شاید در نگاه خیلی ها کوچ یک جابه جایی ساده و مقطعی باشد اما آنچنان که حسین روحانی دبیردائمی جشنواره ملی فرهنگ عشایر ایران زمین می گوید: «کوچ رفتن از مبدا به ماوای مادی یا فرامادی است و یا از عدم شناخت به شناخت وپای گذاردن به مسیر و طی طریق است.»

کوچ نه جریان عادی زندگی که فرهنگی اصیل برگرفته از ذات انسان است. کوچ جلوه ای از کمال گرایی انسان است. انسانی که ماندن و سکون را تاب نمی آورد و راه رفتن در پیش می گیرد.

چگونه کوچ را دریابیم

و این دلیل و هزاران دلیل دیگر باعث می شود آنهایی که نام کوچ برای لحظه ای کوچشان می دهد به نوستالوژیهایشان، و حتی آنهایی که از کوچ خسته اند، با هم فریاد برآورند که کوچ را دریابید.

اما سوال اینجاست که چگونه می توان کوچ را زنده کرد؟ برخی بر این باورند باید از جذابیت کوچ و زندگی عشایری برای جذب گردشگر و رونق گردشگری استفاده کنیم. که البته این اتفاق نیز پیش شرط هایی دارد.

نماینده مردم کهگیلویه و بویراحمد در مجلس خبرگان رهبری بر این باور است: گردشگری باید معطوف به توسعه محیط طبیعی ما باشد نه تخریب محیط طبیعی ما؛ گردشگری باید هویت فرهنگی ما را استحکام ببخشد نه آن را به باد دهد.

آیت الله سید شرف الدین ملک حسینی می گوید: اگر می خواهیم حرکتی در عرصه گردشگری انجام دهیم باید پیوست فرهنگی داشته باشد که بتواند «منش های عشایری» ما، نه «روش های عشایری» ما را حفظ کند.که اصالت های عشایری ما به معنای «صداقت، شجاعت و سختکوشی» ماست.

کوچ واقعی

با اینکه کوچ و زندگی عشایری زیباترین سنت، فرهنگ و میراثی است که می توان در معرض دید گردشگران قرار داد اما نحوه نمایش هم بسیار مهم است. کوچ و زندگی عشایری نه یک سبک زندگی که سبک اندیشیدن و میراث ناملموس فرهنگی است.

و برای اینکه کوچ به همان سبک و روش خود حفظ شود تنها یک راه وجود دارد؛ زندگی عشایری در متن واقعی خود نمایش داده شود.اما از یک سو امکان آن وجود ندارد و از سوی دیگر حضور گردشگران در این متن می تواند منجر به آسیب دیدن روش ها و در نتیجه منش ها شود و شاید در گذر زمان منجر به تغییر و حتی تحریف فرهنگ واقعی کوچ شوند.

برپایی نمایشگاه ها نیز یکی از راه های دعوت انسان ها به درنگ در اصل خویش است. اما این نمایشگاه ها نیز یک ایراد اساسی دارند و آن برگزاری شکلی و ظاهری یک رویداد فارغ از فضیلت ها و ارزش های آن است.

هنوز ارزشها جذابند

به عبارتی کوچ نمایشگاهی و جشنواره ای نمی تواند حق مطلب را ادا کند و کوچ و زندگی عشایری در چنین متنی شبیه آن چیزی می شود که حسین روحانی دبیر جشنواره ملی کوچ می گوید: «ماکتی طاق کسری وار و یا مدلی ناقص از شلوار جین زیر عبای چقه!، پرت وگاه پوچ و ناهمگون از کوچ.»

پس برای عبور از این تعارضات باید تعادلی برقرار شود. یعنی جشنواره ها و نمایشگاه ها منش ها را به معرض نمایش بگذارند.

به عبارتی اگر این روزها کوچ معنای ظاهری خود را از دست داده و به جای مال بارکنون، و سرحد و گرمسیر، ییلاق و قشلاق و «مال وَ زیر و مال وَ بالا» زندگی را بار کامیون می کنند و اگر سیاه چادر و زندگی زیر سقف آسمان جای خود را به چارچوب های سنگ و گلی داده است، اما آدمها همان آدمها و ارزش ها همان ارزش ها هستند و هنوز هم برای همه جذابند و ناخودآگاه ما را به سوی خود می خوانند.

مصداق این ادعا هم استقبال بی نظیر مردم استان کهگیلویه و بویراحمد و مهمانان و گردشگران تابستانه از جشنواره بزرگ عشایر ایران زمین است که این روزها در پارک ۲۰ هزار نفری ولایت شهر یاسوج در حال برگزاری است.چنین استقبالی از جشنواره عشایر آن هم در استانی که ۱۲ درصد یعنی حدود ۸۵ هزار نفر از جمعیتش را عشایر کوچرو و نیمه کوچرو تشکیل می دهد پیام مهمی دارد.

آن هم علاقه مندی مردم به اصل و ریشه های خودشان است. البته این علاقه به عشایر و کوچ فقط محدود به مردم عادی نیست و آنچنان که احمد عریان رئیس دانشگاه یاسوج می گوید: شاید از نظر ما ساده باشد اما برای یک جامعه شناس کوچ از مبدا تا مقصد خیلی جذاب است اینکه یک محقق بتواند پنج ماه با عشایر حرکت کند بسیار جذاب است.

در پایان باید گفت زیبایی کوچ جابه جایی میان فصل ها نیست. حتی کوچ دامداری و دامپروری هم نیست. انسان ها در کوچ سخت و پولادین می شوند و به اصل خویش باز می گردند. پاک و ساده و بی آلایش.صداقت می شود سیاستشان و همین نیز نقطه قوتشان است. انسان می آموزد چگونه به طبیعت احترام بگذارد و از آن بهره بگیرد. و همین احترام به طبیعت گمشده دنیای امروز ماست.

دل انسان در کوچ بزرگ می شود و عزت نفسش آنچنان بالا می رود که ماندن در فقر را عار و ننگ می داند. عشایر می بخشد و هزاران برابر از طبیعت باز می گیرد.

صبر می آموزد و می داند بهاران دلنشین کوه و دشت نشانه پاییز سرد و زمخت اند و زمستان های سرد و طاقت فرسا نوید بخش تابستان های دل انگیز است.

کوچ بزرگترین فرصت انسان سازی است.

گزارش فاطمه رشیدی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.